همسفران عزیز، از آنجایی که کشور در حال حاضر حدود ۱۴۰۰ شهر دارد، هر شهر بهعنوان هسته یک واحد مدیریتی مستقل تعریف میشود و تمامی روستاها، آبادیها و مناطق پیرامونی آن در قالب یک مجموعه یکپارچه و تحت عنوان «یک شهر واحد» سازماندهی میگردند. بر این اساس، هر یک از این ۱۴۰۰ شهر دارای یک «مجلس دیوانامیک» است که بهعنوان مرکز مشارکت عمومی، تصمیمسازی و هماهنگی امور همان واحد عمل میکند. در این ساختار، وظیفه «یاران دیوانامیک» شکلدهی، راهاندازی و سازماندهی این مجالس در مناطق مربوط به خود است؛ به گونهای که بستر مشارکت عمومی در هر شهر بهصورت فعال، منسجم و پایدار ایجاد و تقویت شود.
ترتیب منطقی شکلگیری نظام دیوانامیک:
۱. امضای قانون اساسی دیوانامیک:
نخستین گام، ارائه «منشور آسمان» بهعنوان قانون اساسی دیوانامیک است. این سند، اصول بنیادین، حقوق شهروندی، سازوکارهای تصمیمگیری و حدود اختیارات نهادها را مشخص میکند. متن منشور برای مدت شش ماه در معرض بررسی و امضای عمومی قرار میگیرد تا مشروعیت و پذیرش اجتماعی آن شکل گیرد.
لینک منشور آسمان – قانون اساسی دیوانامیک
۲. تشکیل مجلسها:
فرایند تشکیل مجلسها آغاز میشود. در این الگو، حدود ۱۴۰۰ مجلس در ۱۴۰۰ شهر شکل میگیرد. این مجلسها نهادهایی مستقل از قانون اساسی نیستند، بلکه فرزندان و مجریان آن به شمار میروند و تمامی اختیارات و مسئولیتهای خود را از قانون اساسی دریافت میکنند.
مجلس دیوانامیک ترکیبی از یک فضای فیزیکی و یک بستر دیجیتال فراگیر است که امکان مشارکت همزمان شهروندان را در مقیاس گسترده فراهم میکند. هر شهر، به همراه روستاها و مناطق پیرامونی خود، دارای یک ساختمان فیزیکی مجلس برای حضور و تعامل شهروندان است که در کنار آن، یک پلتفرم دیجیتال سراسری و همزمان فعالیت میکند. این دو بستر در کنار یکدیگر امکان مشارکت فراگیر و مستمر شهروندان را فراهم میسازند.
هر مجلس از ۵۲ تالار تخصصی تشکیل میشود که حوزههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، علمی، فناوری و محیطزیست را پوشش میدهند. هر تالار بهعنوان یک مرکز اندیشهورزی و حل مسئله عمل میکند.
هر شهروند دارای یک «صندلی» اختصاصی در ساختار دیوانامیک است که امکان مشارکت مستقیم تمامی جمعیت کشور را فراهم میکند؛ بهگونهای که میلیونها نفر میتوانند بهصورت همزمان در فرآیندهای گفتگو، بررسی و تصمیمسازی حضور داشته باشند.
کودکان پس از دریافت هویت دیجیتال در سن هفتسالگی، فعالیت خود را در «تالار ۴۸ (کودکان)» آغاز میکنند. این تالار محیطی آموزشی و تمرینی برای آشنایی با حق رأی، مسئولیت اجتماعی و فرهنگ گفتوگو فراهم میآورد. همچنین کودکان میتوانند با مشاهده مباحث سایر تالارها، به تدریج درک عمیقتری از مسائل عمومی و سازوکارهای تصمیمگیری پیدا کنند.
مشارکت در تالارها کاملاً داوطلبانه است و هر شهروند بر اساس علاقه، دانش یا تخصص خود میتواند در یک یا چند تالار حضور یابد و در فرآیندهای فکری و تصمیمسازی نقشآفرینی کند؛ برای نمونه در تالار انرژی، هنر، آموزش یا سایر حوزهها.
هیچ محدودیت جغرافیایی برای انتخاب مجلس وجود ندارد. شهروندان میتوانند با توجه به شرایط، دسترسی یا ترجیح شخصی خود، در هر یک از مجالس کشور عضو شوند و مشارکت کنند. با این حال، اصل «یک فرد، یک رأی» در تمامی فرآیندها حفظ میشود.
هر تالار بهعنوان یک اتاق فکر پویا و عملیاتی عمل میکند و فرآیند تصمیمسازی در آن از مراحل زیر تشکیل میشود:
شهروندان فعالیت خود را از طریق «داشبورد دغدغهها» آغاز میکنند؛ بستری شفاف که در آن موضوعات جاری، پیشنهادها، مسائل مطرحشده و گفتوگوهای روز در دسترس همگان قرار دارد.
مباحث تالارها با هدف یافتن راهحل و ارائه پیشنهادهای عملی شکل میگیرند. پس از آنکه یک موضوع به سطح کافی از شفافیت و پختگی رسید، ارائهدهندگان راهکارها مسئولیت هدایت موقت بحث را بر عهده میگیرند. تضارب آرا در فضایی مبتنی بر استدلال، شواهد و میزان سازگاری پیشنهادها با قوانین و پروتکلهای مصوب انجام میشود.
در شرایط عادی، تمامی نشستها بهصورت دیجیتال و در مقیاس ملی برگزار میشوند. با این حال، در شرایط اضطراری نظیر قطعی گسترده و طولانیمدت برق یا اینترنت، ساختمانهای فیزیکی مجالس شهری بهعنوان زیرساخت پشتیبان وارد عمل شده و تداوم فرآیندهای مشارکتی را تضمین میکنند.
تمامی تصمیمها، رویهها و فرآیندهای مجلس دیوانامیک بر پایه قانون اساسی قوه مقننه استوار است و در رأس آن، «قانون اساسی مرجع دیوانامیک (منشور آسمان)» بهعنوان عالیترین سند مرجع قرار دارد.
مباحث و تصمیمات بر پایه شواهد، استدلال و ارزیابی نتایج شکل میگیرند. هدف، رقابت سیاسی یا پیروزی جناحی نیست؛ بلکه یافتن کارآمدترین راهحل برای مسائل واقعی جامعه است.
در شرایط عادی، فعالیتها عمدتاً از طریق زیرساخت دیجیتال انجام میشود. در شرایط بحرانی یا اختلالهای گسترده، ساختمانهای فیزیکی مجالس بهعنوان مراکز پشتیبان، تداوم فرآیندهای تصمیمگیری و هماهنگی را تضمین میکنند.
مسئولیتهای مدیریتی در بازههای زمانی مشخص میان افراد جابهجا میشود تا از تمرکز قدرت جلوگیری شود. تمامی فرآیندها بهصورت شفاف و قابل نظارت برای عموم شهروندان ثبت و منتشر میشوند.
دیوانامیک تلاشی برای جایگزینی حکومت افراد با حکومت قواعد، شفافیت و مشارکت همگانی است؛ نظامی که مشروعیت خود را نه از نمایندگی، بلکه از حضور مستقیم شهروندان در فرآیند تصمیمسازی و اداره جامعه به دست میآورد.
تجمعاتِ خیابانیِ پراکنده، به دلیلِ ماهیتِ هیجانی و فقدانِ ساختار، اغلب بیثمر بوده و انرژیِ جامعه را هدر میدهند؛ در حالی که «مجلسِ دیوانامیک» با جایگزینیِ تجمعاتِ بینتیجه با «جلساتِ گفتگومحور در خیابان و یا در خانهها»، انرژیِ اعتراضی را به «راهکارهایِ مدیریتی» تبدیل میکند. این رویکرد، ضمنِ کاهشِ هزینههایِ امنیتی، از طریقِ تمرینِ حاکمیتِ مستقیم، زیرساختی پایدار برای ادارهی کشور ایجاد میکند تا از هرجومرج و اتلافِ انرژی جلوگیری شود.
نیاز اصلیِ امروزِ ایران، نه «رهبریِ فردی»، بلکه «نهادسازی» است. سیستم «دیوانامیک» با پیشنهادِ مدلِ «مجلسِ دیوانامیک»، بهدنبالِ ایجادِ یک «نرمافزارِ مدیریتِ ایران» است؛ نهادی که مشروعیت خود را از حضور مستقیم شهروندان میگیرد، نه از ساختارهای سیاسیِ سنتی. این مجلس، گذار از «تجمعگرایی» به «تشکیلاتگرایی» و خروج از هرجومرج به سمت «حکمرانیِ قانونمند» است.
تعلق به شهرِ خویش: شکلگیریِ مجلس از محلهها و خانهها آغاز میشود. هر ایرانی با یک هویتِ مشخص به «شهرِ مادری» یا «محلِ سکونتِ اصلیِ خود در ایران» پیوند میخورد. این تعلقِ جغرافیایی-مدیریتی، ضامنِ این است که هر شهروند نسبت به مسائلِ مشخصِ زادگاهش مسئولیت داشته باشد.
تالارهای حلِ مسئله: مجالس محلی، «تالارهایِ حلِ مسئله» هستند که بر اساس ۵۲ حوزه تخصصی (از معیشت و بهداشت تا تکنولوژی) سازماندهی شدهاند.
حکمرانی شبکهای: وقتی مردم در ۱۴۰۰ شهر، ۱۴۰۰ مجلسِ پویا تشکیل دهند که بهصورت شبکهای به هم متصلاند، ما عملاً شاهدِ یک «دولتِ جایگزینِ مدنی» هستیم که با «توافقِ از پایین» اداره میشود.
ایرانیان خارج از کشور برای کمک به شکلگیریِ این مجالس، «مجلسِ موازی» خود را تشکیل میدهند تا «سپرِ حفاظتی و لجستیکی» باشند:
امنیتِ ساختار: انتقالِ دادههای مجالسِ داخلی به فضایی امن در خارج جهتِ پردازش و گزارشدهی.
پشتیبانیِ دانشی: تبدیلِ پیچیدگیهایِ مدیریتی به «دستورالعملهایِ ساده و اجرایی».
تأمینِ زیرساخت: حمایت از هستههای اولیه و تأمین سرمایه برای پروژههای کوچک (مانند تهیه دارو)، برای تبدیلِ مجلس به یک «نهادِ کارآمد».
موانع پیشرو: جامعه با «خستگیِ مفرطِ سیاسی»، سدِ بیاعتمادی و ناامیدی، و هزینههای امنیتی روبهروست. مدلِ ماتریسی باید به زبانِ «زندگی روزمره» ترجمه شود.
استراتژیِ موفقیت: برای جذب مردم، باید از موضوعات «کلی» فاصله گرفت. موفقیت این طرح در گروِ ارائه الگوهای کوچک (پایلوت) است؛ جایی که مردم ببینند بدون دولت هم میشود مشکلاتِ خاصِ محله را حل کرد.
استراتژیِ «ساختار موازی» (Dual Power): هدف، تقابل مستقیم نیست؛ بلکه ایجادِ جایگزینی است که در آن، مرجعیتِ حلِ مسائل از دستِ نهادهای ناکارآمدِ فعلی به دستِ «مجالسِ دیوانامیک» منتقل شود.
بزرگترین ضربه به هر جنبشِ مدنی، «پراکندگیِ انرژی» است. «مجلسِ دیوانامیک» انرژیِ پراکنده را در «کانالهایِ تخصصی» هدایت میکند تا از دلِ اعتراض، «راهکار» بیرون بیاید. این مدل مهم است، چون دیگر «امیدوار بودن» کافی نیست؛ «ساختار داشتن» تنها راهِ نجاتِ ایران است. ما نباید منتظرِ تغییرِ ساختار قدرت از بالا بمانیم، بلکه باید «ساختارِ جدید» را در درونِ ایرانِ فعلی بنا کنیم.